تبليغاتX
...یک لحظه آسمان

...یک لحظه آسمان

...وقتی دو چشم روشن عشق از آسمان به تو نگاه می کند،آنگاه تو دیگر از آن خدایی

به نام آنکه عشق را آفرید تا عاشق تنها نباشد...

زیبای من...

برای تو می نویسم زمانی که داغ نبودنت زندگی ام را به آتش کشیده است...

تنها آرزویم مرگ است هنگامی که نبودنت را باور کرده ام...

دنیا را نمیخواهم

زندگی ام را نمی خواهم ...

حال که جرمم دوست داشتن است و متهم به زندگی ام

خاطراتت تنها امید زیستن برای من است...

میبینی نفس هایم را که چه تلاشی برای حبس ماندن در سینه میکنند؟

باا اینکه نبودنت

رفتنت آتشم زده

اما از خدا فقط و فقط خوشبختی ات را میخوام

لبخندت را می خواهم

رفتم   رفتی    رفت....

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 17:52 توسط زهرا

...خدا اینجاست

گنجشکی به خدا گفت :

لانه کوچکی داشتم،آرامگاه خستگی ام سر پناه بی کسی ام بود طوفان تو آن را از من گرفت آخر من کجای دنیای تو را گرفته بودم؟

خداوند گفت :ماری در راه لانه ات بود ، تو در خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند ،آنگاه تو از کمین مار پر گشودی چه بسیار بلاها ،که از تو به واسطه محبتم دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی...

 





+ نوشته شده در سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 11:25 توسط زهرا

...تکه ای از قلب من

بدون هیچ شرحی

اسم زیارت که آقا که می آید همه آماده می شوند یکدل و بارانی.

دست های با سخاوتشان را بر سینه های لبریز از محبت حسین(ع)می زنند و زیر باران رحمت می شکنند و می بالند.

در این بارش مستمر باران رحمت الهی هیچ غباری بر دلها نمی ماند و ازپی این باران ،رنگین کمان معرفت بین دلها تا خدا پل می زنند. 

سرزمین عشق...

میعادگاه عاشقان...

تپش قلب...

سکوت مطلق...

بین الحرمین...

وکافیست با پای دل بروی

وآنگاه است که می بینی در آغوش خدایی...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 17:21 توسط زهرا

سلام.
زهرا هستم
متولد 17/1/75.
امیدوارم که خوشتون بیاد
یا حق

کلیه ی مطالب این وبلاگ محفوظ می باشد. کپی برداری با ذکر نام منبع بلامانع می باشد.
طراحی شده توسط
یاس تم